bookmark

معنی خاره

خارة

بر وزن پاره به معنى خار است و آن پارچه‌اى باشد موج‌دار و قيمتى و سنگ خارا را نيز گويند كه سنگ سخت باشد و زن را هم گفته‌اند كه نقيض مرد است و به معنى خاده نيز آمده است كه چوب راست رسته باشد و جاروبى را نيز گويند كه بر سر چوب درازى بندند و سقف خانه را بدان روبند و پاك كنند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص319)
sourceLink

بر وزن چاره بمعنى خارا است كه آن پارچه موج‌دار باشد و سنك خارا نيز كويند صاحب جهانكيرى آورده كه زن را نيز كويند و چنين نيست و تحقيق آن بيايد و بمعنى سنك حكيم عنصرى كفته شكفته لاله رخساره حجاب لاله جراره بر از عاج و دل از خاره تن از سيم و لب از شكر
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص329)
sourceLink

- سنگ سخت باشد. مثالش خواجه حافظ گويد: بيت ز روى دوست مرا چون گل مراد شكفت حوالۀ سر دشمن بسنگ خاره كنيم و بمعنى قماشى كه آن را خارا گويند نيز باشد مثال اين معنى و معنى اول نيز بر سبيل كنايه رضى الدين نيشابورى گويد: بيت ز چرخ اطلسم اميد نبود و گه‌گه گرم دهد ز دل دوستان دهد خاره و در نسخۀ ميرزا بمعنى جاروبى نيز آمده كه بر سر چوبى كنند و سقف خانه بآن رو بند و پاك كنند و در تحفة السعاده بمعنى آنچه بوى بدن را خارند و كرمك خرد كه چون باندام چسبد خارش آرد نيز آمده و در فرهنگ بمعنى زن نيز آمده و مثالش اين بيت زراتشت بهرام را آورده: بيت مر آن خاره را بود دغدوى نام كه زردشت فرخنده را بود مام
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج1 , ص485)
sourceLink

غلبه كرد او را در نيكى و برگزيد
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1436)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] سنگ سخت و سنگ خارا. و پارچۀ ابريشمين موج دار كه خارا نيز گويند. و خاده يعنى چوب راست و بلندى كه جاروب بر سر آن بندند. وزن.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1309)
sourceLink

[عربی‏] [جمع‏] خير.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1308)
sourceLink

سنگ سخت را گويند.منجيك گويد: چنان بگيريم گريار بار من ندهد#كه خاره خون شود از درد گريه اندر شخ
(
فرهنگ قواس
, ص31)
sourceLink

خاره

(اسم) سنگ خارا. ¦¦سنگ سخت. ¦¦
(اسم) ظاهراً آلتى بوده است از موى درشت مانند ماهوت‌پاك‌كن و دندان‌شوى. ¦¦پتك. چكش بزرگ. ¦¦جاروبى كه بر سر چوب درازى ببندند و سقف خانه را بدان بروبند و پاك كنند. ¦¦خارا پارچۀ موج‌دار و قيمتى. نوعى از پارچۀ ساده و مخطط. ¦¦
(اسم) غورۀ خرما. بسر. خارك.
(
لغت نامه دهخدا
, ج1 , ص1062)
sourceLink

خاره و خارا

سنگ سخت،و نوعى از جامها كه ساده و مخطط ميباشد،و مخطط را خاراى عتابى گويند منسوب بعتاب كه بافندۀ آن بود،و خاره بمعنى زن نيز آمده، زراتشت بهرام گويد: بيت مرآن خاره را بود دغدوى نام كه زردشت فرخنده را بود مام چنانكه در فرهنگ گفته،ليكن زراتشت بهرام پژدوى بمعنى نيكو سرشت آورده،و آن لغتى است در خواره بواو معدوله،چنانكه بيايد،و همين معنى مراد است، و صاحب فرهنگ غافل شده،و معنى از خود اختراع كرده.
(
فرهنگ رشیدی
, ج1 , ص558)
sourceLink

ضرب المثل خاره

آتش ز آهن آمد و زو گشت آهن آب - آهن ز خاره زاد و ازو خاره گشت سست

خاقانى. نظير: از ماست كه بر ماست. كرم درخت از درخت است. آتش چنار از چنار است.
(
امثال و حکم
, ج1 , ص17)
sourceLink

كهن گردد نو،از سنگ است و خاره

(كهن گشتى و نو بودى،تو بى‌شك...)ناصر خسرو
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص614)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.